رویا دیدن تنها بهانه ایست برای باتوبودن های همیشگی.من و تو.....در باران امدیم .درست در زیر دلتنگیهای هق هق....سکوت و انزوای شب های خواب مانده...من و تو از جاده های خیالی...سینه به سینه شدیم.ترانه هایت به من جانی دوباره داد و نفس هایم به تو شاید امیدی تازه....تو امدی و من نیز هم.نه در خیال تنها.رویای ما جنس حقیقت بود.واقعیتی که میدانم که می دانی هست....من تا همیشه تورا نفس میکشم....!!!!!